دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی![]()
از همین نویسنده
11 مرداد» حکومت یکدست و سلطانی خامنه ای و حوزهء عمومی، مجید محمدی26 تیر» اکبر گنجی مثل اعلای مبارزهء منفی و مدنی، مجید محمدی 20 تیر» دانسته ها و نا دانسته ها: انواع تبیین ها در چرایی انتخاب احمدی نژاد، مجید محمدی 28 خرداد» چرا هاشمي، كروبي و احمدي نژاد و نه معين و لاريجاني، مجيد محمدي 23 خرداد» شكل گيري جبهه دمكراسي و حقوق بشر: فرصتها و تهديدها، مجيد محمدي
بخوانید!
11 آبان » زنان در حاکميت مردانه روزنامه های ايران، ژيلا بنی يعقوب
7 آبان » بازار در برابر دولت، بهمن احمدی امويی 7 آبان » دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی 24 مهر » همه مدارک قلابی مردان جمهوری اسلامی، بهمن احمدی امويی 24 مهر » اسرار ربودن موسی صدر از زبان خواهرش، ژيلا بنیيعقوب
پرخواننده ترین ها
» وزير میلیاردر (کاریکاتور)، نیکآهنگ کوثر
» توقف تيم ملی فوتبال در برابر امارات، هديه يک امتيازی باقری و رحمتی به فوتبال ايران، تساوی در روز بد تيم ملی، مهر » طرفداری و یک نگاه! (عکس)، سایت فیفا » در دگرانديش پنداشتن خَرِ مولانا و به بيراهه رفتن اکبر گنجی، ف. م. سخن » سقوط درآمد نفتی، لرزش نظام سياسی؟ جمشيد اسدی » افشين قطبی استعفا کرد، قطبی: ديگر برنمیگردم؛ وعدهها عملی نشد، ايسنا قبض و بسط دمكراسي محفلي در ايران: رقابت سياسي بدون مراحل مقدماتي، مجيد محمديبرخلاف همهء كساني كه معتقدند در ايران دمكراسي وجود ندارد من معتقدم كه وجود دارد اما براي خوديها ... قبض و بسط دمكراسي در ايران كاملا به قبض و بسط مفهوم ”خوديها“ وابسته است
اول. برخلاف همهء كساني كه معتقدند در ايران دمكراسي وجود ندارد من معتقدم كه وجود دارد اما براي خوديها، درست عين دمكراسي در اسراييل كه فقط براي يهوديهاست (و اندكي براي اسراييلي هاي عرب تبار) و فلسطيني هاي غير خودي نه فقط حق راي در چارچوب دولت- ملت اسراييل بلكه حق حيات نيز ندارند يا دمكراسي در امپراطوري روم كه محدود به نجبا و از ما بهتران بود. اين نوع دمكراسي را مي توان دمكراسي محفلي يا جزئي يا محدود يا دمكراسي براي اقليتي محدود ناميد. قبض و بسط دمكراسي در ايران كاملا به قبض و بسط مفهوم ”خوديها“ وابسته است. البته استبداد ديني در ايران هنوز تا آن حد پيش نرفته است كه حق راي دادن را نيز محدود به خوديها (بين ده تا بيست در صد بر اساس قبض و بسط اين گروه) كند. در جمهوري ناب جوادي آملي و مصباح غير خوديها حق راي دادن نيز ندارند چه برسد به راي گرفتن. اما حق انتخاب شدن بلافاصله پس از استقرار نظام جمهوري اسلامي و شكل گيري شوراي نگهبان صرفا به خوديها (همانها كه از صافي تنگ شوراي نگهبان مي گذرند) محدود شد . در انتخابات مجلس ششم مشاركتي ها و مجاهدين انقلاب خودي حساب شدند و انتخابات رقابتي تر شد و در انتخابات مجلس هفتم اين گروهها غير خودي محسوب شده و ميزان رقابت كاهش يافت تا حدي كه بر اساس دخالتهاي بيت رهبري در تعيين نامزدها مي توان مجلس هفتم را كاملا انتصابي دانست. دوم. اكنون مي توان اين دو پرسش را مطرح كرد كه اين دمكراسي محفلي يا محدود كه گاه به حد انتصاب مي رسد چه تحولاتي را پشت سر گذاشته است و از چه قواعدي در درون خويش پيروي مي كند. اين نوع دمكراسي سه تحول عمده را پشت سر گذاشته است. تحول اول از ميان رفتن محوريت فردي واحد است. پس از مرگ خميني كه براي احزاب و گروههاي خودي چپ و راست در دههء شصت محوريت داشت رهبر بعدي نتوانست به چنين جايگاهي دست يابد. در زمان خميني همهء احزاب خود را خط امامي مي ناميدند اما پس از وي اين تنها گروههايي خاصند كه خود را پيرو خط رهبري معرفي مي كنند. تحول دوم كاهش نقش شيوخ و باسابقه ها در درون احزاب است به طوري كه در جريان انتخاب نامزد رياست جمهوري براي انتخابات نهم توسط اقتدارگرا ها آنها مجبور به راي گيري دروني شده اند كه در تاريخ گروههاي اقتدارگرا بي سابقه است. و تحول سوم تاثير محدود افكار عمومي و نظر سنجي ها بر انتخاب نامزدهاست. كاهش نامزدهاي روحاني در نامزدهاي هردو جناح ناشي از انعكاس افكار عمومي در تصميمات اين گروههاست. سوم. دمكراسي محفلي ايراني از چهار قاعده دروني – علاوه بر قواعد پايهء حاكم بر آن مثل نظارت استصوابي و تبعي بودن و فرعي بودن نهادهاي انتخابي- پيروي مي كند: قاعدهء اول فقدان مراحل مقدماتي به صورت نهادينه است. در جامعهء سياسي ايران تا آن حد كه به خوديها محدود مي شود نه چارچوبهاي منضبط حزبي حاكم است كه كانديداهاي احزاب و گروههاي سياسي از جلسات و كنگره هاي آن بيرون آيند، نه در مراحل مقدماتي در برخي حوزه ها راي گيري به عمل مي آيد (مثل انتخابات رياست جمهوري در دمكراسي امريكايي)، و نه از نظر سنجي علمي استفاده مي شود. بدين ترتيب مردم و حتي عموم فعالان سياسي نقشي در تعيين نامزدها ندارند و تنها حدود چند ده نفر يا چند صد نفر بسته به نوع انتخابات در فرايند تعيين نامزدها نقش داشته اند. فرض غريزي خوديها آن بوده كه اگر تعدد نامزدها نمايشي (مثل دو دورهء انتخاب خامنه اي و دو دورهء انتخاب هاشمي) نباشد اهل حل و عقد در نهايت به دو يا چند نامزد خواهند رسيد. تاكنون دليلي براي چنين فرضي از سوي گروههاي سياسي به رسميت شناخته شده در درون نظام عرضه نشده است. Copyright: gooya.com 2008
|
||||||