دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی![]()
از همین نویسنده
11 مرداد» حکومت یکدست و سلطانی خامنه ای و حوزهء عمومی، مجید محمدی26 تیر» اکبر گنجی مثل اعلای مبارزهء منفی و مدنی، مجید محمدی 20 تیر» دانسته ها و نا دانسته ها: انواع تبیین ها در چرایی انتخاب احمدی نژاد، مجید محمدی 28 خرداد» چرا هاشمي، كروبي و احمدي نژاد و نه معين و لاريجاني، مجيد محمدي 23 خرداد» شكل گيري جبهه دمكراسي و حقوق بشر: فرصتها و تهديدها، مجيد محمدي
بخوانید!
11 آبان » زنان در حاکميت مردانه روزنامه های ايران، ژيلا بنی يعقوب
7 آبان » بازار در برابر دولت، بهمن احمدی امويی 7 آبان » دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی 24 مهر » همه مدارک قلابی مردان جمهوری اسلامی، بهمن احمدی امويی 24 مهر » اسرار ربودن موسی صدر از زبان خواهرش، ژيلا بنیيعقوب
پرخواننده ترین ها
» وزير میلیاردر (کاریکاتور)، نیکآهنگ کوثر
» توقف تيم ملی فوتبال در برابر امارات، هديه يک امتيازی باقری و رحمتی به فوتبال ايران، تساوی در روز بد تيم ملی، مهر » طرفداری و یک نگاه! (عکس)، سایت فیفا » در دگرانديش پنداشتن خَرِ مولانا و به بيراهه رفتن اکبر گنجی، ف. م. سخن » سقوط درآمد نفتی، لرزش نظام سياسی؟ جمشيد اسدی » افشين قطبی استعفا کرد، قطبی: ديگر برنمیگردم؛ وعدهها عملی نشد، ايسنا نوستالژياي بازگشت به جامعهء توده وار: شريعت ايدئولوژيك شده عليه مد لباس، مجيد محمديرمز واهمهء حاكمان روحاني از طرح مد لباس در حوزهء عمومي جامعهء ايران نه در وجه انطباق با هنجارها از طريق انتخاب نوع پوشش – كه آنها ناتوان از شكل دادن به نوعي خاص از آن در سراسر جامعه بوده اند و هنجارهاي مورد نظر آنان علي رغم تنبيهات و تشويقهاي بسيار به قشر حاكم محدود ماند – بلكه در ابراز فرديت افراد است كه سازوكار تثبيت جامعهء توده وار را بر هم مي زده و مي زند
اول. در يك نگاه ابتدايي مخالفت روحانيت با مد لباس و تنوع پوشش زنان و مردان در حوزهء عمومي ناشي از الزامات شرعي به نظر مي آيد و اما هر آخوند معالم خوانده اي به شما خواهد گفت كه همهء احكام از جمله احكام پوشش با گذشت زمان تغيير پيدا كرده و مي كنند. بنابراين بايد به دنبال دلايل ديگري غير از شريعت براي اين مخالفتها گشت. شايد در سالهاي 1357 تا 1361 تاكيد بر شريعت ناشي از تمايل به افزايش مشروعيت نظام سياسي و كسب انحصاري قدرت توسط برخي گروههاي سياسي در جامعه اي با فرهنگ مذهبي و مذهب ايدئولوژيك شده بنا بر مقتضيات شرايط انقلابي بود اما در دهه هاي هفتاد و هشتاد شمسي تنها يك موضوع مي تواند توجيه گر اين مخالفت باشد: نوستالژياي بازگشت به جامعهء توده وار سالهاي اوليهء پس از پيرزي انقلاب كه كار حكومت اقتدارگرا و گاه تماميت طلب را آسان مي كند. دوم. مد لباس يك پديدهء اجتماعي متعلق به جامعهء شهري و مدني است كه در جوامع سنتي و توده وار تنها يك امر زائد، تشريفاتي و گاه مضر و مخل تلقي مي شود. با توسعهء زندگي شهري و تعدد و تنوع يافتن روابط اجتماعي و افزايش تحرك اجتماعي، افراد متعلق به همهء طبقات از جمله طبقات پايين اين امكان را مي يابند كه از سبكهاي مختلف زندگي و انواع مد لباس آگاهي يافته و آنها را دنبال كنند. مد لباس به افراد آزاد شده از قيد و بند سنتهاي گذشته اين امكان را داده و مي دهد كه شخصيت و ارزشهاي شخصي خود را بيان دارند. همان طور كه زيمل جامعه شناس آلماني ابتداي قرن بيستم مي گويد ” مد لباس فراهم آورندهء بهترين زمينهء اجتماعي براي كساني است كه فاقد استقلال شخصي و محتاج حمايت اجتماعي اند و در عين حال آگاهي شخصي شان مستلزم آنست كه به عنوان افرادي متمايز شناخته شوند.“ از نگاه زيمل و دوركهايم و ماركس تقريبا عموم افراد در جامعهء مدرن و صنعتي چنين وضعيتي دارند و از اين جهت بر پيگيري مد لباس توسط آنها نمي توان خرده گرفت. تحليل فوق كه در سالهاي ابتداي انقلاب توسط ايدئولوگهاي مذهبي و ماركسيست مورد استفاده قرار گرفت بيشتر وجه توصيفي دارد تا وجه هنجاري و توصيه اي اما ايدئولوگهاي وطني بيشتر وجه هنجاري و دستوري آن را مد نظر قرار دادند. سوم. رمز واهمهء حاكمان روحاني از طرح مد لباس در حوزهء عمومي جامعهء ايران نه در وجه انطباق با هنجارها از طريق انتخاب نوع پوشش – كه آنها ناتوان از شكل دادن به نوعي خاص از آن در سراسر جامعه بوده اند و هنجارهاي مورد نظر آنان علي رغم تنبيهات و تشويقهاي بسيار به قشر حاكم محدود ماند – بلكه در ابراز فرديت افراد است كه سازوكار تثبيت جامعهء توده وار را بر هم مي زده و مي زند. مد لباس پديده اي پوياست كه كنترل آن توسط حكومت بسيار دشوار است. مد لباس همواره بر وجوهي از تاريخ فرهنگ جامعه سوار مي شود و گاه تغييرات جزئي و تدريجي در آنها مي توانند به كنار گذاشتن يك هنجار به طور كلي منجر شوند. مد لباس اين امكان را به افراد مي دهد كه در عين پيروي از هنجارها ارزشهاي فردي و ويژهء خود را نيز بيان كنند. مد لباس ابزاري براي كنش اجتماعي فراتر از قيد و بند هاي سياسي و حكومتي است و حاكمان ايراني هر انچه را كه از كنترل انان بيرون باشد خوش نمي دارند. چهارم. لباس يك شكل و در رنگهاي محدود تيره، هم براي زنان و هم براي مردان – از باب ظلم بالسويه عدل است - كه اكنون در جامعهء ايران حتي در حوزهء عمومي و ادارات دولتي به تاريخ پيوسته، اما روي كاغذ آيين نامه ها وجود دارد، هنوز يكي از روياهاي اقتدارگرايان حاكم است و گاه به گاه از سوي آنان در قالب نظامنامه هاي حكومتي، فتواهاي شرعي، طرحها و لوايح قانوني (مثل لباس ملي) و آيين نامه هاي دولتي ابراز مي شود. مذكر هاي خودي حاكم خود شروع به پوشيدن كت و شلوار سفيد كرده اند و گاه براي رنگ كردن خلائق به تن رييس ادارهء اماكن و شكنجه خانه هاي ج.ا.ا نيز لباس زرشكي مي پوشانند تا وي را نامزد شايستهء رياست جمهوري تداركاتچي و عملهء بيت رهبري معرفي كنند. Copyright: gooya.com 2008
|
||||||