دوشنبه 20 تیر 1384   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

دو دو تا؟ واکاوی بحران کُردان گيت، داريوش سجادی

داريوش سجادی
کُردان اکنون مبدل به مهره سوخته ای در کابينه احمدی نژاد شده که چه در جريان استيضاح اش در مجلس رای اعتماد مجلس را کسب کند و چه محروم از اين رای اعتماد شود اساساً ديگر فاقد اقتدار لازم جهت عهده داری کرسی وزارت کشور خواهد بود ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

دانسته ها و نا دانسته ها: انواع تبیین ها در چرایی انتخاب احمدی نژاد، مجید محمدی

پنج عنصر حذف رقبای سیاسی و دارای پتانسیل پشتیبانی مردمی (چه با قتل و چه با نظارت استصوابی)، سرکوب منتقدان و بستن رسانه ها و صداهای مستقل، وفور منابع مالی غیر شفاف، ناظران همراه و حمایت همه جانبه و سازمان یافتهء قشر حاکم می توانند هر کسی را در هر رژیمی برندهء هر انتخاباتی کنند

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 




اول. پس از روشن شدن نتایج انتخابات نهم ریاست جمهوری در ایران سه گونه تحلیل برای تبیین نتایج این انتصاب سازمان یافته توسط ناظران داخلی و خارجی عرضه شده است:

یک: تحلیل طبقاتی با این توضیح که توده های فقیر با هدف مبارزه با فقر یا مقابله با فساد اقتصادی به احمدی نژاد رای داده اند؛

دو: تحلیل سیاسی با این توضیح که
- مردم با هدف کارا تر کردن حکومت به یکدست شدن حاکمیت رای داده اند؛
- مردم با خسته شدن از اصلاح طلبانی که نتوانستند برنامه های وعده داده شده را بر آورده سازند به گروهی که امکان عمل به وعده هایشان را دارند رای داده اند؛
- گروهی از مردم با هدف ساقط شدن حکومت به احمدی نژاد رای داده اند با این توجیه که سیاستهای فاشیستی وی و همراهانش مردم را به انقلاب وادار خواهد کرد و از این جهت بسیاری از نیروهای اپوزیسیون خارج کشور از انتخاب وی استقبال کرده اند
- مردم به کسی رای داده اند که بیرون از دایرهء سیاستمداران همیشگی این بیست و هفت سال به حساب آمده و خواهان تغییر در ساخت نخبگان هستند.

سه: تحلیل اجتماعی با این توضیح که مردم با خسته شدن و بیزاری از افزایش فساد اجتماعی (مثل فحشا و روابط نامشروع و مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی) به گروهی رای داده اند که در عرض دههء گذشته پرچمدار مبارزه با این گونه فساد بوده اند.

دوم. در هیچ یک از نظر سنجی های انجام شده، که عمدتا توسط سازمانهای حکومتی انجام شده اند و از اعتبار چندانی نیز برخوردار نیستند، هیچ اشاره ای به دلایل مردم برای رای دادن به یک کاندیدا یا رای ندادن به کاندیدایی دیگر نشده است. از این جهت تبیینهای فوق صرفا بر حدس و گمان (که به عنوان دانسته ها در تحلیلهای فوق وارد شده اند) یا غفلت از واقعیات سیاسی (به عنوان نادانسته هایی که برای دنبال کنندگان مسائل ایران امروز از روز عیان ترند) اتکا دارند. در هیچ تحقیق علمی نمی توان فرضیات فوق را بر کرسی نشاند چون راهی برای بر کرسی نشاندن آنها وجود ندارد. عنصر غایب در همهء این تحلیلها شخص خامنه ای و بیت وی و سازمان شبه فاشیستی و مافیایی بسیج و روحانیت حکومتی در سراسر کشور است.
کسانی که در دور دوم انتخابات برای انتخاب نشدن احمدی نژاد مردم را با ترساندن از فاشیسم مذهبی به رای به هاشمی ترغیب می کردند گفتن این واقعیت را به مردم بدهکارند که ایدئولوژی فاشیسم مذهبی قبل از آمدن احمدی نژاد نیز بر بسیاری از قوا و نهادهای کشور حاکم بوده است. نطفهء فاشیسم مذهبی با انتخاب خامنه ای به رهبری شکل گرفت و ما تنها شاهد رشد این شجرهء خبیثه بوده ایم. جنبش اصلاحات سازمان دهی و تزریق بیشتر بودجه به این سازمان مخوف را تسریع کرد.

سوم. هر سه نوع تحلیل فوق با این فرض عرضه شده اند که گویی نتیجهء انتخابات نهم منعکس کنندهء خواست اکثریت مردم ایران است. آنانکه نتایج انتخابات نهم را بر اساس شعارهای عامه پسند آبادگران مبنی بر مبارزه با خانواده های نفتی و فساد یا برقراری عدالت اجتماعی یا ساده زیستی احمدی نژاد تحلیل می کنند از چند نکتهء بنیادی غفلت دارند:
- اینکه احمدی نژاد یا رقبای وی نخست منصوب بیت رهبری و خود رهبرند تا مردم ایران. امروز کسی نمی تواند در میان مسئولان سیاسی ایران باشد در حالی که بیت و رهبری مافیا وی را نخواسته باشند. مسئولی که با بیت مشکل پیدا کند و از رهبری حرف شنوی نداشته باشد بر سرش همان خواهد آمد که بر عبدالله نوری در نماز جمعه (کتک خوردن از اراذل و اوباش خامنه ای) و بعد در دادگاه روزنامهء خرداد (محکومیت به پنج سال زندان) آمد.
- منصوب شورای نگهبانند تا مردم ایران؛ شورای نگهبان برای مردمی جلوه دادن انتخاب خود با انجام یک نظر سنجی قبل از انتخابات دور اول احمدی نژاد را واجد رای اول اعلام کرد، در حالی که علی رغم همهء دخالتها و تقلبات سازمان یافتهء ناظران نظامی شورای نگهبان (سیصد هزار نفر)، احمدی نژاد رای سوم را کسب کرد و در آخرین ساعات رای شماری کروبی جای خود را به وی داد.
- احمدی نژاد به همان اقلیتی تعلق دارد که با دست بوسی روحانیت یا روابط خویشاوندی با قشر حاکم قدرت را در ایران به دست دارد. نمی توان کسی را که استاندار یک استان مرزی یا شهر دار تهران بوده را کسی بیرون از حلقهء حاکمان به حساب آورد. کابینهء این منصوب مافیای سیاسی خودی بودن وی را بیشتر هویدا خواهد کرد.
-احمدی نژاد با اتکا بر همان رانتها و امتیازات حکومتی به انتخابات ریاست جمهوری وارد شد که کروبی یا هاشمی رفسنجانی. در یک کشور 65 میلیونی نمی توان بدون اتکا بر هزینه های دهها میلیاردتومانی به رقابتهای ریاست جمهوری وارد شد. آیا احمدی نژاد تا کنون منابع هزینه های انتخاباتی اش را اعلام کرده است؟ پاسخ منفی است.
- شعارهای مردفریبانهء آبادگران نباید تحلیل گران سیاسی را به غفلت از خواست قشر حاکم برای رییس جمهور کردن یک موجود دست آموز و حرف شنو وادار کرده باشد. اگر قشر حاکم در سالی که در آمد نفتی ایران به بالاترین حد خود در سالهای پس از انقلاب رسید نتوانسته باشد موجودی دست آموز را به ریاست دولت نصب کند باید سالها قبل جای خود را به گرگهای دیگری – در داخل و خارج کشور - که می خواهند در آمدهای نفتی کشور را چپو کنند می داد. این انتخابات دیدگاه کسانی را که معتقد بودند با وجود دولت خاتمی امکان تقلب ذر انتخابات پایین است را ابطال کرد چون مسئولان وزارت کشور کاملا در برابر بیت و ناظران شورای نگهبان واداده بودند. همچنین بیت رهبری کاملا به عنوان هستهء هماهنگ کننده همهء نیروهای تحت نظر را در سراسر کشور جهت رای دادن به احمدی نژاد چه در دور اول و چه در دور دوم همسو ساخته بود. پنج عنصر حذف رقبای سیاسی و دارای پتانسیل پشتیبانی مردمی (چه با قتل و چه با نظارت استصوابی)، سرکوب منتقدان و بستن رسانه ها و صداهای مستقل، وفور منابع مالی غیر شفاف، ناظران همراه و حمایت همه جانبه و سازمان یافتهء قشر حاکم می توانند هر کسی را در هر رژیمی برندهء هر انتخاباتی کنند.


Copyright: gooya.com 2008