سعيد قرايي - زماني که شما به عنوان يک بازيکن سرشناس به دفتر مدير يک باشگاه بزرگ مي رويد تا براي عضويت در تيم فوتبال آن که در ليگ برتر و يا دسته يک بازي مي کند قرارداد امضا کنيد معمولا دو برگه قرارداد پيش روي شما قرار مي گيرد! يک قرارداد رسمي که قرار است به فدراسيون فوتبال و احتمالا اداره دارايي براي تعيين ماليات قرارداد شما ارسال شود و يک برگ قرارداد داخلي که عقدي است کاملا شخصي ميان بازيکن و باشگاه که از نظر فدراسيون اثبات بار حقوقي آن اگر کاملا امکان پذير نباشد خيلي سخت و با ترفندهاي حقوقي خاص قابل ارجاع به محاکم قضايي است. نکته جالب تفاوت اين دو برگه قرارداد، پر کردن نقطه چين هايي است که در برابر مبلغ آن گذاشته شده است.
اگر شما در قرارداد رسمي (که در واقع مبلغش عير واقعي است) با مبلغ 20 ميليون تومان به يک تيم فوتبال منتقل مي شويد، احتمالا قرارداد داخلي شما و باشگاه ممکن است در حدود مبلغ 250 ميليون تومان براي باشگاه آب بخورد! اگر گمان مي کنيد اين اتفاق که در کشورهاي قانونمندي مثل فرانسه و ايتاليا مي تواند به راحتي حتي حکم به سقوط يک تيم به دسته پايين تر دهد، در فوتبال ايران يک مسئله پشت پرده بسيار محرمانه است که ما از آن پرده برداري مي کنيم، کاملا در اشتباه هستيد! اين سبک امضاي قرارداد تبديل به يک عرف در نقل و انتقال بازيکنان فوتبال کشور شده است که با شروع فصل جديد بازهم شاهد آن خواهيم بود. فدراسيون فوتبال و البته بازرسان اداره دارايي کشور نيز هيچ گاه دستوري را براي پيگري اين قضيه در فوتبال کشور دريافت نمي کنند تا همچنان روند امضاي قرارداد بازيکنان ما براي کاهش ميزان ماليات آن به اين شکل عجيب و البته غير قانوني ادامه داشته باشد.
|
advertisement@gooya.com |
|
در فصل گذشته نيز زمزمه هايي مبني بر اختلاف عظيم مبلغ قرارداد نيکبخت با باشگاه پرسپوليس به گوش رسيد که خيلي زود در نطفه خفه شد تا احتمالا از روي دادن يک حادثه عظيم در کل باشگاه هاي کشور جلوگيري شود.
اما حميد نيک نفس به عنوان يک مدير ورزشي متفاوت با همه همکاران خود قصد انجام کارهايي جديد در باشگاه مس کرمان دارد. او وقتي با اين سوال که امضاي قراردادهاي شما با بازيکنانتان به شکل همان قراداد داخلي و رسمي با دو مبلغ متفاوت است روبرو مي شود، کمي مکث مي کند. مکث او نشان مي دهد که حتما حرف هاي جالبي را براي گفتن خواهد داشت. مدير باشگاه مس مي گويد: در سال هاي قبل ما اين کار را مي کرديم! اما ما همان قراداد داخلي را براي اداره دارايي ارسال مي کرديم تا ماليات قرارداد بازيکن به طور دقيق محاسبه شود! اما قرارداد داخلي را بنا به برخي مسائل به فدراسون فوتبال ارسال نمي کرديم و قرارداد رسمي را که برخي تفاوت ها با قرارداد داخلي داشت براي فدراسيون مي فرستاديم. نيک نفس دريافت ماليات را حق طبيعي دولت مي داند و مي گويد:
وقتي بازيکني مبلغ هنگفت مي گيرد بايد ماليات آن را هم بنا به مبلغ دريافتي بپردازد. اين مسئله مي تواند حتي مانع به وجود آمدن بسياري از مشکلات براي بازيکنان شود. چراکه اگر باشگاهي بخواهد منکر قرارداد داخلي خود که يک سند عادي است با بازيکني شود و بر اساس قرارداد رسمي که يک سند رسمي براي محاکم قضايي محسوب مي شود به بازيکن دستمزد دهد، اين بازيکن است که در اين ميان مغبون مي شود.
از اين رو اگر ما قرارداد اصلي را با مبلغ واقعي آن براي اداره دارايي و فدراسيون فوتبال ارسال کنيم، نفع بازيکن نيز بيشتر رعايت شده است که ما قصد داريم در اين فصل اين کار را شايد براي معدود دفعات در فوتبال کشور انجام دهيم و قبل از شروع مذاکره با بازيکنان اين نکته را به طور صريح به آن ها مي گوييم! مدير باشگاه مس از اينکه با وجود اين بند بازيکنان دلخواه آن ها از آمدن به مس اجتناب کنند، ترسي ندارد و مي گويد: ما مصالح فوتبال و ورزش کشور را هيچ گاه فداي منافع باشگاه نمي کنيم و شما خواهد ديد که ما به صورت قانونمند روال جديدي را در فوتبال کشور از حيث امضاي قرارداد با بازيکنان ايجاد خواهيم کرد که البته اطمينان داريم به نفع کليت فوتبال ايران خاتمه خواهد يافت. خرج پول در فوتبال حرفه اي دنيا يک موضوع کاملا مورد قبول است اما در فوتبال ايران که خيلي وقت است استارت خود را براي حرفه اي شدن آغاز کرده است، پول حرفه اي به صورت کاملا غير حرفه اي و تقريبا بدون حساب خرج مي شود.
در زمان بستن تيم ها اين موضوع خيلي واضح تر به چشم مي خورد و نکته عجيب و غير قابل باور اين است، در حالي که حتي تمامي هواداران يک تيم هم مي دانند فلان بازيکن با مبلغ 300 ميليون به تيم آن ها آمده است، فدراسيون فوتبال و اداره دارايي کشور که مسئول دريافت ماليات بازيکنان است، کاملا سر خود را براي اين قضيه در برف فرو مي کند و هيچ گاه به طور جدي براي بررسي اين موضوع برنامه جدي را طرح نمي کند. نمونه اتفاقي که قرار است در باشگاه مس رخ دهد، پنج سال پيش در باشگاه پرسپوليس و در زمان مديريت اکبر غمخوار در اين باشگاه رخ داد و مشخص شد که فرضا علي پروين که همواره عشق به مردم را دليل اصلي کار خود در پرسپوليس مي دانست براي مربيگري در اين تيم آنچنان مبلغ ناقابلي(!!؟) دريافت کرده است که مالياتش در حدود يک مليارد تومان مي شد. مبلغ هنگفتي که ماليات در نظر گرفته شده براي آن پس از اعلامش حتي علي پروين را تا زمان پرداخت آن از کشور ممنوع الخروج کرده بود.
پي نوشت: به نظر شما، اگر قرار بر اعلام مبلغ واقعي دريافتي در قراردادهاي بازيکنان و مربيان باشد، فکر مي کنيد چند نفر ديگر از آن ها ممنوع الخروج مي شوند؟!