شهلا شرکت، صاحب امتياز و مديرمسوول نشريه زنان
حضور کمرنگ يا بهتر بگويم بي رنگ زنان در عرصه مديريت رسانه ها آنقدر واضح است که نياز به ارزيابي ندارد. در مديريت کلان هيچ يک از رسانه ها از راديو، تلويزيون تا خبرگزاري ها و روزنامه ها چهره هيچ زني پيدا نيست. تنها عرصه يي که چهره هاي انگشت شمار مديران زن را در آن مي بينيد، فضاي مجلات است. علت حضور زنان در اين بخش شايد اين است که تاسيس و انتشار مجله با نيرو و امکانات محدودتري از روزنامه هم ممکن است. به ويژه که زنان در ساير عرصه هاي بخش خصوصي و نهادهاي مدني با آوردن بي دريغ توان، وقت و امکانات شخصي خود بر ميزان موفقيت کمي و کيفي کار افزوده اند.
|
advertisement@gooya.com |
|
براي پاسخ به چرايي حضور ناچيز زنان در بخش سردبيري روزنامه ها، ابتدا بايد پرسيد امروز امتياز روزنامه هاي در حال انتشار متعلق به چه کساني است. لائيک ها و سکولارها که روزنامه در حال انتشاري ندارند. در مجموع روزنامه ها را يا دولت منتشر مي کند يا محافظه کاران افراطي و ميانه رو يا اصلاح طلبان. تکليف دو گروه اول که با زنان و حضور آنها در عرصه عمومي روشن است. اين اصلاح طلبان هستند که نحله فکري، گفته ها و وعده هايشان انتظار گشودن بيش از پيش عرصه هاي فعاليت را براي زنان ايجاد کرده است. اما متاسفانه در حلقه مردانه آنها هم کمتر زني راه دارد؛ دو صد گفته چون نيم کردار نيست. به همين علت هم هست که فعالان امور زنان معتقدند که غالب مردان از محافظه کار و اصلاح طلب، سنتي، مدرن، فرهنگي و غير فرهنگي در نگاه به زن در عرصه خصوصي و عمومي نگاهي مشترک دارد. زنان به اين نتيجه رسيده اند که علت اين اشتراک ديد، حفظ منافع و موقعيت مردانه و گريز از تسهيم قدرت با جنس ديگر است که اتفاقاً هنگام کسب قدرت نياز به حمايت و راي او داشته و در آينده هم خواهند داشت.
اين نگرش که بستر اجتماعي کار روزنامه نگار زمينه ساز انتخاب مردان براي مديريت روزنامه هاست، امروز ديگر قياس نپذيرفتني است، زيرا روزنامه هايي که امروز در اين جامعه توليد مي شود با تلاش حرفه يي زناني به دست مي آيد که بخش قابل توجهي از بدنه تحريريه را تشکيل مي دهند بنابراين به نظر من علت اينکه مديرمسوول ايراني بيشتر مايل است از نيروي مرد استفاده کند يا اين است که به توان و ظرفيت زنان با ديده ترديد نگاه مي کند و با وجود حرف هاي مدرني که در روزنامه اش مي نويسد ذهنش همچنان سنتي مي انديشد يا به تدبير و قدرت تصميم سازي زنان باور دارد اما جسارت شکستن فضاي مردباور را ندارد. البته در اين ميان سهم مردان را چه در عرصه خصوصي و چه در عرصه عمومي در بازدارندگي مديريت زنان نمي توان ناديده گرفت.
آن گروه از مرداني که در برابر خواسته هاي برابري طلبانه زنان بي درنگ به ياد تفاوت هاي زيست شناختي زنان با مردان مي افتند در حوزه عمل حاضر به پرداخت هزينه براي اقتضائات اين تفاوت ها نيستند. مادري، همسري و خانه داري وظايفي هستند که دائماً از همه سو تقديس مي شوند اما از اختصاص منابع مالي و انساني براي بهتر انجام شدن اين نقش هاي اعطايي خبري نيست.
گو اينکه زنان روزنامه نگار و بيشتر زنان شاغل، خود به بهترين شکل ممکن همه اين نقش ها را ايفا مي کنند و نقش حرفه يي خود را در عرصه مطبوعات هم. اما ظاهراً هنوز بايد بسيار بکوشند و هزينه بدهند تا بتوانند سقف شيشه يي روي سر خود را براي ارتقا به مديريت رسانه ها بشکنند.